X
تبلیغات
آبی آسمان
سیاسی فرهنگی اجتماعی
 

با ولایت تا ظهور

امام خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی: ما این راه را ادامه خواهیم داد . با قدرت هم ادامه خواهیم داد ...

 پیروزى، بدون مجاهدت، بدون حركت، بدون خطرپذیرى، امكان ندارد. خداى متعال وعده‌ى پیروزىِ بدون حركت به هیچ كس نداده است. صِرف مؤمن بودن هم كافى نیست؛ مجاهدت لازم است، صبر لازم است؛ «و لنصبرنّ على ما ءاذیتمونا» این حرف پیغمبران است به مخالفانشان - ما ایستادگى میكنیم. پیغمبران ایستادگى كردند. امروز منطق پیغمبران با آن همه سركوبى كه علیه آنها انجام گرفته است، منطق همه‌گیر دنیاست. حرف پیغمبران پیش رفت، منطق فرعونیان پیش نرفت. این حركت و این جهتگیرى، روزبه‌روز هم بیشتر خواهد شد. صبر لازم است، ایستادگى لازم است. ملت ما این ایستادگى را از خود نشان داد. دشمنان ما نمیخواهند بفهمند و از تجربه‌هاى گذشته استفاده كنند. آنها باید بدانند كه در مقابل این ملت، لجاجت، تكبر، خودبزرگتربینى، از این ملت توقعات بیجا داشتن، به جائى نخواهد رسید. این ملت ایستاده است، راه را شناخته است، هدف را شناخته است، خود را شناخته است. 

۱۳۹۱/۰۳/۲۹

 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 8:57  توسط جعفر حسین پور  | 

 

 

این چند جمله را حتما بخوانیم !

مقام معظم رهبری امروز دیداری با اعضای مجلس خبرگان داشتند. بر آن شدیم که جملات مهم و اساسی و کلیدی دیدار امروز را در قالب یک مطلب مختصر تقدیم کنیم. امیدواریم که این جملات عملی شوند.

به گزارش روابط عمومی حزب الله سایبر، مقام معظم رهبری امروز دیداری با اعضای مجلس خبرگان داشتند. بر آن شدیم که جملات مهم و اساسی و کلیدی دیدار امروز را در قالب یک مطلب مختصر تقدیم کنیم. امیدواریم که این جملات عملی شوند.

* امروز جهان درگير تحوّلات اساسى است، اين را نميشود منكر شد؛ شما نگاه كنيد به منطقهى شمال آفريقا و مناطق ديگرى از آفريقا، در منطقهى آسيا و قدرتهايى كه در آسيا سر برآوردهاند و در دنيا عرض اندام ميكنند در مقابل قدرتهاى سنّتى عالم، [يا] وضعيّتى كه در اروپا ملاحظه ميكنيد وجود دارد؛ دنيا در حال يك تحوّل است.

 

*آرامش ظاهرى جبههى مسلّط جهانى - يعنى همين قدرتهاى سنّتىاى كه در دنيا حاكم بودند، چه قدرت آمريكا، چه قدرتهاى اروپايى؛ كه يك آرامشى داشتند اينها از لحاظ اقتصادى، از لحاظ رسانهاى، از لحاظ استقرار اجتماعى در داخل كشورهايشان و يك آرامشى بظاهر بر زندگى اينها حاكم بود - امروز بههم خورده،  در چند عرصه اين آرامش به هم خورده؛ اوّلاً در عرصهى اقتصادى - كه مهمترين امتيازشان پيشرفت اقتصادى و رشد اقتصادى بود - ميبينيد كه وضع چهجورى است: هم اروپا دچار بحران اقتصادى است، هم آمريكا دچار بحران اقتصادى است. در عرصهى اخلاقى هم اينها شكست خوردهاند؛ در عرصهى منطِق هويّتى هم اين تمدّن و پاسداران اين تمدّن شكست خوردهاند،در عرصهى اعتبار و آبروى جهانى هم كه انصافاً امروز براى جبههى استكبار آبرويى باقى نمانده، يعنى سرجمع جنايتهاى دولتهاى غربى و حكومتهاى مستبدّى كه دستنشاندهى آنها هستند، براى مردم دنيا آشكار شده و امروز منفورند در دنيا.

 

در خود آمريكا اين رئيس جمهور فعلى - از دورهى اوّلى كه به رياست جمهورى رسيد - وعدهى بيمهى خدمات درمانى همگانى را به مردم داد، [امّا] تا امروز كه حدود شش سال از آن روز ميگذرد، هنوز موفّق نشده اين كار را انجام بدهد؛ يعنى كشورى با آن همه امكانات مالى و با آن همه منابع، وعدهاى را رئيس جمهور به مردمش داده و نتوانسته اين وعده را عمل كند

 

* يكوقتى بود كه انگليسها در هند جنايت ميكردند، در بِرمه جنايت ميكردند، [امّا] در يك نقطهى ديگرى خودشان را برّاق و اتوكشيده و مؤدّب جلوه ميدادند؛ امروز ديگر آن روزگار گذشته است؛ امروز همه در جريان خشونتها قرار ميگيرند. كسانى كه حرف مردم را بر زبان مىآورند، اين خشونتها را بهرخ جبههى استكبار دارند ميكشند.

 

*قتل و غارت و خشونت، و شهوترانىهاى مسخكنندهى انسان: ازدواج با همجنس! اين غير از همجنسبازى است، بمراتب بالاتر است؛ يعنى علناً منكرِ ضدّ فطرت را در زندگى خودشان راه بدهند؛ «وَ تَأتونَ فى ناديكُمُ المُنكَر» (۲) كه در قرآن هست. امروز علناً و صريحاً به اين اعتراف ميكنند، و دو همجنس با يكديگر ازدواج ميكنند، و كليساها اين را ثبت ميكنند، و رئيس جمهور آمريكا اظهار نظر ميكند و اظهار عقيده ميكند و ميگويد من موافقم با اين كار و مخالف نيستم! يعنى از پرده برون افتاده آن فساد باطنى و درونى در اين زمينههاى شهوترانى و مانند اينها.

 

*گفتم به بعضى از مسئولين فرهنگى كه متأسفانه خيلى از مسئولين فرهنگى ما، با مسائل فرهنگى، در ميدان مرتبط نيستند [كه مثلاً] كتاب بخوانند، كتابهاى گوناگون را ببينند؛ غالباً بركنارند. گفتم كه اينها به حضرت موسى اهانت ميكنند، به حضرت عيسى اهانت ميكنند، به پيامبران بزرگ اهانت صريح ميكنند؛ اين امروز وجود دارد. بنابراين در جبههى اخلاقى هم اين جبههى مستكبرى كه اوضاع دنيا را كنترل ميكرد، شكست خورده، يعنى در آنجا هم اشكالات فراوانى بر او وارد شده.

 

*در عرصهى اعتبار و آبروى جهانى هم كه انصافاً امروز براى جبههى استكبار آبرويى باقى نمانده، يعنى سرجمع جنايتهاى دولتهاى غربى و حكومتهاى مستبدّى كه دستنشاندهى آنها هستند، براى مردم دنيا آشكار شده و امروز منفورند در دنيا؛ حالا بعضى از سران دولتها و دولتهاى وابسته و دولتهاى ضعيف و ملاحظهكار و ترسو، خب در تعارف يك چيزهايى ميگويند امّا در بين ملّتها انصافاً امروز منفورند. امروز آمريكا از همهى دولتهاى ديگر منفورتر است، هم در اين منطقه، هم در مناطق ديگر؛ حالا منطقهى اسلامى كه خيلى، در مناطق ديگر هم همينجور. بنابراين اينها در عرصهى آبرويى هم شكست خوردهاند. اين هم يك مسئلهاى است كه چيزى باقى نگذاشته است براى آن جبههى گردنكلفتى كه حالا يكّهبزن اينها هم دولت آمريكا است كه از همهى اينها بهاصطلاح قوىتر و آمادهبهكارتر است، امّا آبرويى اينها در دنيا ندارند.

 

*معمولاً در نگاه به واقعيّتها، طبيعت انسان اين است كه سراغ نقاط ضعف ميرويم. همهى اين چيزهايى كه ما مىبينيم، فرض بفرماييد كه گرانى را مىبينيم [يا] تحقّق نيافتن برخى از اهداف اسلامى را مشاهده ميكنيم، اينها خب يك واقعيّتهايى است و غالباً اينها را مىبينيم - بعضىها هم البتّه همينها را درشت ميكنند - لكن واقعيّتهاى ديگرى هم وجود دارد در اين كشور؛ اينها را بايد ديد.

 

*بنده به يك كشورى رفتم زمان رياست جمهورى، يك كشور انقلابى كه هفت هشت ده سالى بود انقلاب كرده بودند، رئيس آن كشور هم جزو همان عناصر انقلابكننده بود وقتى ما رفتيم آنجا. وقتى من وارد شدم[به] آنجايى كه مارا بردند بهعنوان ضيافت و بهعنوان مهمانى و اينها، ديدم عيناً همان وضعيّتى كه حاكم استعمارگر قبلى - كه پرتغالى بوده است؛ آنجا مستعمرهى پرتغال بود - با آن وضع زندگى ميكرده، عيناً همان وضع وجود دارد، هم از لحاظ تشريفات ظاهرى، هم از لحاظ احترامات، [هم از لحاظ] آداب! هيچّى فرق نكرده است؛ يعنى اوّلى كه اينها سرِكار آمدند اينجور نبوده، بعد بتدريج مغلوب عادات مستكبرين و مستبدّينِ قبل از خودشان شدند و همان وضعيّت را انجام دادند؛ انقلاب اسلامى مغلوب نشد، جمهورى اسلامى مغلوب نشد

 

* انگيزههاى دينى در نسل امروز انقلاب است. يكوقت است كه ما پيرمردهايى كه از دورهى انقلاب باقى ماندهايم، ما انقلابى باقى ماندهايم امّا جوانهاى ما از دست رفتهاند؛ مىبينيم اينجورى نيست. ما امروز، جوان انقلابى بسيار داريم، در سرتاسر كشور داريم، از همهى قشرها داريم، در دانشگاهها بسيار داريم، جوانى كه هم متديّن است، هم انقلابى است؛

 

*به اعتقاد من اين جوان از جوان انقلابى اوّلِ انقلاب شأنش بالاتر است. چرا؟ چون آنروز اوّلاً آن انقلابِ با آن عظمت و پرهيجان اتفّاق افتاده بود؛ ثانياً آنروز اينترنت نبود، ماهواره نبود، اين همه تبليغات گوناگون نبود، اين جوان در معرض اين همه آسيب نبود، جوان امروز در معرض اين همه آسيبها است؛ اينترنت جلوى او است، اين همه تلاش دارد ميشود براى اينكه اين جوان را منحرف كنند، [امّا] اين جوان متديّن باقى ميمانَد؛ نمازخوان است، به نماز اهمّيّت ميدهد، نمازِ شب ميخواند، نافله ميخواند، در مراسم مهّم دينى شركت ميكند، پاى انقلاب مىايستد، شعارهاى از دل برآمده ميدهد؛ اينها چيزهاى مهمّى است. نسل امروزِ انقلاب، به نظر ما يكى از افتخارات بزرگ است. اين يك واقعيّتى است، بايد اين را ديد.

 

*از دشمنى دشمن نبايد غفلت كرد. به قول سعدى: «دشمن چون از همه حيلتى فرومانَد، سلسلهى دوستى بجنبانَد»، (۵) آنگاه در دوستى كارى كند كه هيچ دشمنى نكرده باشد؛ اين را نبايد فراموش كنيم؛ اين واقعيّتى است؛ دشمن ما هستند، دشمن اسلامند، دشمن استقلال ملّى ما هستند و دشمن ملّت ما هستند بهخاطر اين خصوصيّات؛ بله، اگر چنانچه اين ملّت از انقلاب دست برميداشت، از اسلام دست برميداشت، خودش را تسليم متجاوز و متعدّى ميكرد، از ملّت ما خيلى هم راضى بودند، خيلى هم تعريف ميكردند

 

*واقعيّت ديگر اين است كه همين دشمن، از مقابلهى با ملّت ايران و مقابلهى با نظام اسلامى عاجز است. دليل عجز را اگر بخواهيد، اين است كه چون نميتواند مقابله كند، تحريم را آورده؛ والّا اگر ميتوانست مقابله كند، تحريم چرا؟ دليل بر اينكه تحريم هم فايده ندارد و نداشته است و نخواهد داشت، اين است كه مكرّر تهديد نظامى ميكند. خب، اگر ميتوانستند اينها با شيوههاى متعارف و معمول دنيا اين انقلاب را از بين ببرند و اين ملّت را به زانو در بياورند، ديگر اين تهديد و اين فشار و اينها لازم نبود.

 

* ما هر جايى كه به خدا تكيه كرديم، به نيروى مردم تكيه كرديم و حاضر به حركت جهادى شديم، پيروز شديم؛ نگاه كنيد شما از اوّل انقلاب تا حالا، هر جا ما مردم را آورديم وسط كار، به نام خدا شروع كرديم و حركتمان حركت جهادى بود، ما در آنجا پيروز شديم.

 

* يك وظيفهى ديگرى كه من اينجا يادداشت كردهام كه هميشه بايد مورد نظرمان باشد بخصوص امروز، وظيفهى مرزبندى صحيح و صريح با جبههى دشمن است.

 

*بنابراين معناى مرزبندى اين است كه مشخّص باشد ما چه كسى هستيم، شما چه كسى هستيد. من گمان ميكنم سورهى مباركهى "قل يا ايّها الكافرون" همين مرزبندى را بيان ميكند: لا اَعبُدُ ماتَعبُدون، و لا اَنتُم عابِدُونَ مااَعبُد؛ (۱۱) يعنى مرز مشخّص باشد، مرز مخلوط نشود.

 

* كسانى كه سعى ميكنند اين مرز را كمرنگ كنند يا محو كنند يا از بين ببرند، اينها خدمت نميكنند به مردم، اينها خدمت نميكنند به كشور؛ چه مرزهاى دينى و عقيدتى، چه مرزهاى سياسى. استقلال، مرزى است براى كشور؛ اين كسانى كه سعى ميكنند اهمّيّت استقلال يك ملّت را - بهعنوان جهانى شدن و حل شدن و منطبق شدن با جامعهى جهانى - از بين ببرند و كمرنگ كنند، مقاله مينويسند، حرف ميزنند، اينها هيچ خدمتى نميكنند به اين كشور.

 

*شما ميگوييد ارتباط داشته باشيم با دنيا، خيلى خب، ارتباط داشته باشيد، منتها معلوم باشد با چه كسى ارتباط داريد، چرا ارتباط داريد، چه جور ارتباطى داريد، اينها مشخص باشد؛ مرزبندى يعنى اين. در جبههبندىهاى داخلى هم همينجور است. اين هم به نظر ما يكى از چيزهايى است كه بايستى به آن توجّه كنيم؛ جزو وظايف ما است كه مرزبندىها را [مشخص كنيم].

 

*من واقعاً بايد تشكّر كنم از مسئولين كشور كه در مقابلهى با دشمن حرفِ صريح ميزنند؛ عدم انفعال ملّت ايران را و عدم انفعال انقلاب را به زبانِ صريح بيان ميكنند؛ اين خيلى لازم است. اين را بايد ما به صورت گفتمان - كه حالا عرض خواهم كرد آن را - دربياوريم؛ و اين هم يكى از مسائل ما است.

 

* در سطح بينالمللى دولت آمريكا امروز اين است: يك بازيگر خشن، آلودهى به جنايت، و بىباك از كارهاى زشت، و ارتكاب خلاف حقوق ملّتها و حقوق انسانها؛ در داخل كشور خودشان هم بهعنوان يك دولت و يك رژيم دروغگو و مزوّر معرفى شده[كه] وعده ميدهد، عمل نميكند. لذاست كه اعتقاد مردم به اين دولتها - هم به اين رئيسجمهور فعلى آمريكا، هم به رئيسجمهور قبلى آمريكا - [در] نظرسنجىهايى كه از مردم كردند، در حدّ بسيار پايينى بود؛ نشان ميدهد كه مردم اينها را قبول ندارند.

 

*و مسئلهى وحدت، وحدت ملّى، حفظ اتّحاد؛ اين جزو وظائف ما است. حضور نيروهاى تكفيرى كه امروز متأسّفانه در برخى از نقاط منطقه فعّالند، خطر بزرگشان اين نيست كه بىگناههان را ميكشند، آن هم جنايت است، بزرگ است؛ امّا خطر بزرگ اين است كه دو گروه شيعه و سنّى را نسبت به هم بدبين ميكنند؛ اين خيلى خطر بزرگى است؛ جلوى اين بدبينى را بايد بگيريم.

 

*يك مسئله هم مسئلهى فرهنگ است؛ كه آقايان هم حالا معلوم شد كه نگرانى داريد، بنده هم نگرانم. مسئلهى فرهنگ، مسئلهى مهمّى است. اساس اين ايستادگى، اين حركت و در نهايت انشاءالله پيروزى، بر حفظ فرهنگ اسلامى و انقلابى است و تقويّت جناح فرهنگى مؤمن، تقويّت اين نهالهايى كه روييده است در عرصهى فرهنگ؛ بحمدالله جوانهاى مؤمنِ خوبى داريم در عرصهى فرهنگ و هنر؛ فعّاليّت كردند، كار كردند؛ حالا بعضى جوانند، بعضى دورهى جوانى را هم گذراندهاند؛ ما عامل فرهنگى كم نداريم. ما حتماً در مسئلهى فرهنگ[بايد توجّه كنيم]، دولت محترم هم بايد توجّه كند، ديگران هم توجّه كنند.

 

* با مسائل فرهنگى شوخى نميشود كرد، بىملاحظگى نميشود كرد؛ اگر چنانچه يك رخنهى فرهنگى بهوجود آمد، مثل رخنههاى اقتصادى نيست كه بشود [آن را] جمع كرد، پول جمع كرد يا سبد كالا داد يا يارانهى نقدى داد؛ اينجورى نيست

 

*واقعاً بايد قدر جوانان مؤمن و انقلابى را همه بدانند، همه؛ اين جوانان مؤمن و انقلابىاند كه روز خطر سينه سپر ميكنند، هشت سال جنگ تحميلى ميروند توى ميدان؛ اينها هستند. افرادى كه نسبت به اين جوانها با چشم بدبينى نگاه ميكنند يا مردم را بدبين ميكنند، خدمت نميكنند به كشور؛ به استقلال كشور، به پيشرفت كشور، به انقلاب اسلامى خدمت نميكنند. اين جوانها را بايد حفظ كرد، بايد از اينها قدردانى كرد، امروز هم بحمدالله كم نيستند و زيادند. [نبايد] با عناوين گوناگونى بخواهيم اين جوانهاى مؤمن را طَرد كنيم و منزوى كنيم؛ كه البتّه منزوى هم نميشوند؛ آن جوانهاى مؤمنِ پرانگيزه، با اين حرفها منزوى نميشوند اينها؛ لكن خب، ما بايد قدر اينها را بدانيم.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 8:55  توسط جعفر حسین پور  | 

 

در نبرد نرم باید نامنظم عمل کرد یا منظم؟
دشمن در جنگ نرم منظم عمل می‌کند یعنی چی؟
گاهی از اوقات، معطل گفتگوی عالمانه نباید بشوی، باید با فطرت مردم ارتباط برقرار کنی،برو یک ضربه بزن برگرد.
در جنگ دو جور می‌شود عمل کرد؛ جنگ منظم و کلاسیک، جنگ چریکی و نامنظم ـ پارتیزانی به تعبیری.
جنگ منظم و کلاسیک خصوصیتش این است؛ صفِ نظامی‌ها تشکیل می‌شود، بعد آتش تهیّه می‌ریزند بعد حمله را شروع می‌کنند، دشتبانی می‌آیند جلو.
امّا جنگ نامنظم چه‌جوری است؟ اصلاً تو صف تشکیل نمی‌دهی. خیلی جاها را دشمن ممکن است بیاید پیشروی کند، می‌گویی مهم نیست؛ نمی‌گویی صفر تا صدِ دشمن را باید نابود کنم، می‌روی یک ضربۀ کاری می‌زنی برمی‌گردی.
حالا می‌خواهم یک الگوبرداری کنم برای نبردِ نرم. در جنگِ نرم اگر دشمن بخواهد منظم عمل بکند چیکار می‌کند؟ سرفصل‌هایِ دانشگاهی را می‌چیند، تکنسین‌ها، دانشمندها، همه بر اساسِ افکارِ او مجبور هستند حرکت بکنند، به‌خاطر اینکه سرفصل‌های دانشگاهی را چیده. اثر خودش را هم روی محصولات می‌گذارد، فرهنگ‌سازی می‌کند، یک‌دانه فیلم سینماییِ خارج از عملیات نرمِ او نمی‌بینید، یک ارتشِ منظم برایِ جنگِ نرم….

دوستان من! ما در مقابل این ارتشِ منظم برای جنگِ نرم باید نامنظم عمل کنیم و چریکی.
ما باید نامنظم عمل کنیم، برویم یک ضربه بزنیم برگردیم، اشتباه است ما فکر بکنیم در جنگ نرم همیشه باید منظم عمل بکنیم.
جنگِ نرمِ کلاسیک، یعنی اینکه هر کسی ضدّ ولایت فقیه است باید اول متقاعدش کنم؛ ابتدا از داخل شروع می‌کنیم، بعد می‌رویم خارج از کشور، اینقدر در مورد ولایت فقیه بحث علمی می‌کنیم تا برود در سرفصل‌های دانشگاهی‌شان، بعد یک عده‌ای درس بخوانند، بعد آنها بیایند حقوقدان بشوند، بعد اینها بیایند قانون اساسی‌های کشورها را تغییر بدهند…

آقای من! یک کمی واقع‌بین باش! این‌جوری می‌جنگند؟
علم‌زدگی در جنگ نرم موقوف! گاهی از اوقات، معطلِ گفتگوی عالمانه نباید بشوی، باید با فطرتِ مردم ارتباط برقرار کرد.
تو توصیف کنی خودت را فقط، تو فقط بتوانی خودت را درست توصیف کنی… نه نیازی هست استدلال بیاوری نه نیازی هست کسی را توصیه کنی، تو فقط حقایق را درست توصیف کن… تو فقط برو به اهل عالم بگو: ببینید ما این اعتقاد را داریم. ما می‌گوییم ولایت فقیه این کارکرد را دارد، حضرت امام فرمود ولایتِ فقیه جلوی دیکتاتوری را می‌گیرد، و الّا دموکراسی هم بدون ولایت فقیه می‌شود دیکتاتوری!
شما مسیحی هستی؟ باش؛ یهودی هستی؟ باش؛ اصلاً دین نداری؟ نداشته باش؛ در جامعۀ دیکتاتوری زندگی می‌کنی؟ زندگی کن؛ در جامعۀ دموکراتیک و آزاد زندگی می‌کنی؟ زندگی کن؛ ما اینیم! فهمیدی؟
همین را بگو برگرد، هیچ کارِ دیگر نمی‌خواهد بکنی، نابود می‌شود، دشمن نابود می‌شود!
جهان مسیحیت زبان مشترکش حضرت مریم است، از حضرت زهرا حرف بزن، حتی نیازی نیست روضۀ حضرت زهرا بخوانی. بگو پیغمبر ما یک دختری دارد فاطمه، هِی به فاطمه‌اش می‌فرمود «فداها ابوها». مردم جهان پیغمبری که دختری به‌نام فاطمه دارد دیگر نمی‌توانند بهش توهین کنند.
دوستان من! مجهز بشوید به اسلحه‌هایی در جنگ نرم، وبلاگ‌ها به زبان عربی، انگلیسی…
جهان خوراک شماست… اینقدر دل‌هایشان آماده است… نه توصیه کن برود آدم خوبی بشود، نه استدلال بیاور، الان جهان این‌جوری شده، فقط توصیف کن!
بابا! دل … فطرت … فطرت… ، فطرت مهم است! آدم‌ها آدم هستند بابا! همه که مریض نیستند که…
و تو چه می‌دانی که با علی اصغر اباعبدالله الحسین(ع) چند میلیون نفر انسان را می‌شود در جهان آزاد کرد؟!…
و تو چه می‌دانی عاشورا چیست، کربلا کجاست، و امام حسین کیست، بگذار حسین(ع) دلها را بِبَرَد …

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1391ساعت 17:12  توسط جعفر حسین پور  | 

 

منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی --- مفروش خویش ارزان که تو بس گران بهایی

به عصا شکاف دریا که تو موسی زمانی --- بدران قبای مه را که ز نور مصطفایی

بشکن سبوی خوبان که تو یوسف جمالی --- چو مسیح دم روان کن که تو نیز از آن هوایی

به صف اندرآی تنها که سفندیار وقتی --- در خیبر است برکن که علی مرتضایی

بستان ز دیو خاتم که تویی به جان سلیمان --- بشکن سپاه اختر که تو آفتاب رایی

چو خلیل رو در آتش که تو خالصی و دلخوش --- چو خضر خور آب حیوان که تو جوهر بقایی

بسکل ز بی‌اصولان مشنو فریب غولان --- که تو از شریف اصلی که تو از بلند جایی

تو به روح بی‌زوالی ز درونه باجمالی --- تو از آن ذوالجلالی تو ز پرتو خدایی

تو هنوز ناپدیدی ز جمال خود چه دیدی --- سحری چو آفتابی ز درون خود برآیی

تو چنین نهان دریغی که مهی به زیر میغی --- بدران تو میغ تن را که مهی و خوش لقایی

چو تو لعل کان ندارد چو تو جان جهان ندارد --- که جهان کاهش است این و تو جان جان فزایی

تو چو تیغ ذوالفقاری تن تو غلاف چوبین --- اگر این غلاف بشکست تو شکسته دل چرایی

تو چو باز پای بسته تن تو چو کنده بر پا --- تو به چنگ خویش باید که گره ز پا گشایی

چه خوش است زر خالص چو به آتش اندرآید --- چو کند درون آتش هنر و گهرنمایی

مگریز ای برادر تو ز شعله‌های آذر --- ز برای امتحان را چه شود اگر درآیی

به خدا تو را نسوزد رخ تو چو زر فروزد --- که خلیل زاده‌ای تو ز قدیم آشنایی

تو ز خاک سر برآور که درخت سربلندی --- تو بپر به قاف قربت که شریفتر همایی

ز غلاف خود برون آ که تو تیغ آبداری --- ز کمین کان برون آ که تو نقد بس روایی

شکری شکرفشان کن که تو قند نوشقندی --- بنواز نای دولت که عظیم خوش نوایی

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1391ساعت 17:1  توسط جعفر حسین پور  | 

 

منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی --- مفروش خویش ارزان که تو بس گران بهایی

به عصا شکاف دریا که تو موسی زمانی --- بدران قبای مه را که ز نور مصطفایی

بشکن سبوی خوبان که تو یوسف جمالی --- چو مسیح دم روان کن که تو نیز از آن هوایی

به صف اندرآی تنها که سفندیار وقتی --- در خیبر است برکن که علی مرتضایی

بستان ز دیو خاتم که تویی به جان سلیمان --- بشکن سپاه اختر که تو آفتاب رایی

چو خلیل رو در آتش که تو خالصی و دلخوش --- چو خضر خور آب حیوان که تو جوهر بقایی

بسکل ز بی‌اصولان مشنو فریب غولان --- که تو از شریف اصلی که تو از بلند جایی

تو به روح بی‌زوالی ز درونه باجمالی --- تو از آن ذوالجلالی تو ز پرتو خدایی

تو هنوز ناپدیدی ز جمال خود چه دیدی --- سحری چو آفتابی ز درون خود برآیی

تو چنین نهان دریغی که مهی به زیر میغی --- بدران تو میغ تن را که مهی و خوش لقایی

چو تو لعل کان ندارد چو تو جان جهان ندارد --- که جهان کاهش است این و تو جان جان فزایی

تو چو تیغ ذوالفقاری تن تو غلاف چوبین --- اگر این غلاف بشکست تو شکسته دل چرایی

تو چو باز پای بسته تن تو چو کنده بر پا --- تو به چنگ خویش باید که گره ز پا گشایی

چه خوش است زر خالص چو به آتش اندرآید --- چو کند درون آتش هنر و گهرنمایی

مگریز ای برادر تو ز شعله‌های آذر --- ز برای امتحان را چه شود اگر درآیی

به خدا تو را نسوزد رخ تو چو زر فروزد --- که خلیل زاده‌ای تو ز قدیم آشنایی

تو ز خاک سر برآور که درخت سربلندی --- تو بپر به قاف قربت که شریفتر همایی

ز غلاف خود برون آ که تو تیغ آبداری --- ز کمین کان برون آ که تو نقد بس روایی

شکری شکرفشان کن که تو قند نوشقندی --- بنواز نای دولت که عظیم خوش نوایی

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1391ساعت 17:1  توسط جعفر حسین پور  | 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1391ساعت 17:0  توسط جعفر حسین پور  | 

 

   


بسم الله الرحمن الرحیم

در جنگ، یکی از اهداف نابودی توان اقتصادی، صنعتی و نظامی دشمن است و این کار معمولا با حملات هوایی و موشکی انجام می پذیرد. ایران تا سال 89 برای مقابله با این تهدیدات به ویژه تهدید موشک های کروز و هوا به زمین، توان مناسبی نداشت. تنها سامانه ی روسی تور ام-1 آن هم به تعداد محدود وظیفه ی دفاع از سایت های اتمی و مراکز حساس نظامی را بر عهده داشتند. در سال 89 سامانه ای به نام مصباح 1 برای مقابله با تهدید موشک ها رونمایی شد که بحث های زیادی را بر انگیخت. در این جا پیرامون کارآمد بودن آن صحبت می کنیم.

مصباح 1، یک توپ ضد هوایی کششی است که به وسیله ی یک سیستم هدایت، هدف را شناسایی، رهگیری و منهدم می کند. اجزای این سامانه به شرح است:

تصویر
1:شاسی و پایه ها
شاسی این سامانه مشابه سامانه ی سماوات (اورلیکن) است که قادر به چرخش 360 درجه در اطراف و چرخش بین زوایای منفی 5 درجه تا 92 درجه به سمت بالا و پایین است. پس از جمع شدن می توان آن را توسط کامیون روی 4 چرخ کشید.

2:توپ ها و خشاب های آنها
مصباح-1 از 4 توپ دو تایی Zu-23-2 استفاده می کند. هر کدام از توپ ها توانایی شلیک 1000 گلوله در دقیقه را دارند و با اندکی محاسبه عدد 8000 گلوله در دقیقه برای تمام سامانه محاسبه می شود. اما نرخ آتش مصباح 1 نصف این عدد یعنی 4000 گلوله در دقیقه اعلام شده است که می تواند صرفا برای ذخیره ی مهمات باشد. جمعا 8 خشاب در وسط و کناره ها قرار می گیرند. ظرفیت هر خشاب 200 گلوله است. این یعنی گلوله ها ظرف 24 ثانیه شلیک مداوم به اتمام خواهند رسید. برد و ارتفاع توپ ها به ترتیب 2.5 و 2 کیلومتر است. سرعت دهانه ی گلوله ها 970-980 متر بر ثانیه است.

3:سیستم کنترل آتش
یکی از نکات مصباح 1 که اطلاعات کمی در مورد آن داریم سیستم کنترل آتش آن است. این سیستم از یک رادار و یک سامانه ی الکترواپتیکی و حرارتی تشکیل شده است که هر یک روی یک کانتینر نصب شده اند. مرکز کنترل و هدایت درون خود کانتینرهاست. مشخصات سیستم الکترواپتیکی ساخت صاایران، که بعضی منابع از آن به عنوان صافات نام برده اند، در دسترس نیست. اما با توجه به سامانه های مشابه ایرانی می توان بردی بین 15 تا 25 کیلومتر برای آن در نظر گرفت.
تصویر
رادار سامانه ی مصباح از نوع آرایه ی صفحه ای است و به احتمال زیاد تنها وظیفه ی جست و جو و کمک در هدف گیری را بر عهده دارد. تقریبا هیچ اطلاعاتی در مورد این رادار در دسترس نیست. تنها راداری که به آن شباهت دارد رادار ارتفاع پست سامانه ی HQ-9 چینی است که البته بسیار بزرگتر از رادار مصباح است. در هر حال به علت شباهت ساختاری دو رادار بعید نیست که ایران برای ساخت آن از چینی ها کمک گرفته باشد.
احتمالا هدفگیری اصلی بر عهده ی سیستم الکترواپتیکی است و رادار تنها نقش جست و جو و تا حدی کمک در هدف گیری را بر عهده دارد. مطمئنا سیستم کنترل آتش توانایی هدایت چندین توپ را به طور همزمان دارد.
تصویر

جوانب مثبت
ارزان قیمت بودن: توپ ها و شاسی از قبل در ایران تولید می شدند و قیمت چندانی ندارند بنابراین میتوانند به تعداد زیاد استفاده شوند.
نرخ آتش بالا: 4000 گلوله در دقیقه نرخ آتش کمی محسوب نمی شود. این مقدار برابر سیستم فالانکس آمریکایی است.
اتوماتیک بودن: این ویژگی نیاز به اپراتور برای هدفگیری را برطرف می کند و تنها یک نفر می تواند دستور شلیک را صادر کند.
استفاده از چندین سیستم برای کشف و رهگیری هدف: در این صورت بقاپذیری سامانه به شدت افزایش می یابد.
نیمه متحرک بودن: می شود به راحتی با کامیون قسمت های مختلف مصباح را به نقاط دیگر منتقل کرد که این یک قابلیت بسیار ارزشمند محسوب می شود.

جوانب منفی
برد و ارتفاع کم توپ: برد 2.5 کیلومتر و ارتفاع 2 کیلومتر برای مقابله با همه ی تهدیدات کافی نیست و زمان واکنش را نیز کم میکند
پراکندگی گلوله ها: توپ ها با فاصله از هم قرار گرفته اند بنابراین نابودی اهداف کوچک سخت تر می شود. این اهداف کوچک شامل موشک های کروز نیز می شود.
تصویر
سخت بودن تعویض خشاب ها: تعویض 8 خشاب که بعضی ها در نقاط با دسترسی کم قرار دارند کار آسانی نیست. هر شاسی پس از اتمام خشاب ها تا چند دقیقه غیر قابل استفاده می شود.
سرعت دهانه ی کم گلوله ها: 970 متر بر ثانیه سرعت زیادی نیست و میتواند باعث کم شدن دقت نیز بشود.

راهکارهایی برای ارتقای این سیستم
همه ی تجهیزات نظامی قابلیت ارتقا دارند و مصباح 1 هم از این قاعده مستثنی نیست. شاید دلیل این که نام آن مصباح "1" است نیز همین باشد.

توپ های این سامانه یکی از نقاط ضعف آن محسوب می شوند. برد آنها بسیار کم است. عمده ترین دلیل آن نیز کم بودن طول لوله نسبت به قطر آن است. همچنین سیستم تغذیه ی آنها از نوع خشابی است که تعویض آن بسیار وقت گیر می باشد. می توان با ساخت یک توپ جدید که سیستم تغذیه اش نواری و طول لوله اش بیشتر است این مشکلات را تا حدی برطرف کرد. همچنین می توان از شعله پوش های مدرن تر نیز در آن استفاده کرد. در بهترین حالت کالیبر توپ ها نیز افزایش می یابد که قدرت تخریب، برد و سرعت گلوله ها را زیاد می کند.

محل قرارگیری توپ ها مشکل پراکندگی گلوله ها را به وجود آورده. عمده ترین دلیل آن نیز ایجاد فضا برای خشاب ها است. در صورتی که روش تغذیه نیز عوض شود می توان توپ ها را به هم نزدیک تر کرد تا این مشکل نیز برطرف شود. شاسی و پایه ی این توپ در حال حاضر بزرگ و جاگیر است. در صورت تعویض توپ بهتر است این قسمت نیز تغییر کند.

اگر به جای توپ، از یک گاتلینگ استفاده شود می توان از این سامانه در ناوها نیز استفاده کرد. یکی از مشکلات ناو های ایرانی نبود سیستم های دفاع نزدیک است که با ساخت چنین سامانه ای توان آنها به شدت افزایش می یابد.

در صورتی که این سامانه به همراه موشک های زمین به هوای میثاق یا شهاب ثاقب بر روی یک خودروی زرهی شنی دار نصب شود می توان از آن برای پشتیبانی نزدیک نیروهای زرهی و پیاده استفاده کرد که توان قابل ملاحظه ای به نیروی زمینی خواهد داد.

به هر حال مصباح 1 در شکل کنونی هم می تواند برای دفاع از مراکز مهم نظامی و هسته ای استفاده شود و به همین شکل فعلی نیز توان دفاعی ایران را افزایش خواهد داد
.


+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1391ساعت 10:29  توسط جعفر حسین پور  | 


 ما ولایتمداری و گمنامی خود را از مادرمان ، حضرت زهرا (س) فرا گرفته ایم.

بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه ی پاک اسلامی است که تربیت یافتگان

آن ، نام و نشان در گمنامی و بی نشانی گرفته اند.(حضرت امام روح الله)

از شقایق های وحشی باز پرس ، که محرم اسرار ما هستند.آنها با تو خواهند گفت 

که شرط شیدایی حق ، آزادگی است...
+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1391ساعت 10:37  توسط جعفر حسین پور  | 

 
آن آقایی كه با زنان نامحرم سروكار دارد، دو جا برای او امكان اشباع غرایزش در سطوح مختلف وجود دارد، این دیگر به زن خودش آن جور پای بند نیست. مثل مردی كه هیچ زنی نگاه نمی‌كندنیست... اینكه می‌گویند زن باید خودش را در محیطهای اجتماعی با نامحرم مخلوط نكند، برای این است كه این زن، دلبستگی‌اش به مرد خودش باشد و الّا اگر زن كارش به جایی رسید كه مرد خودش برایش عادی شد، مثل وضعیتی كه الآن در جوامع غربی می‌بینید كه اصلاً این مرد برای زن اهمیّتی ندارد، می‌گوید حالا شد، شد، نشد هم نشد. می‌گوید طلاق می‌گیریم، تمام می‌كنیم تو برو دنبال كارت، من هم می‌روم دنبال كارم. این بد است. بعضی از خانمها امروز تلاش می‌كنند كه وضع زنان را این جوری كنند. این به ضرر زنهاست به نفع زنها نیست؛ چون این، بنیان خانواده را متلاشی می‌كند.221

امام خامنه ای (مد ظلله العالی)

221. خطبه‌ی عقد مورخه‌ی 19/1/1377




طبقه بندی: زندگی امام زمانی (عج)، 
+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1391ساعت 10:35  توسط جعفر حسین پور  | 

 
مسأله محرم و نامحرم و حجاب و نگاه كردن و نگاه نكردن و معاشرتهای ناسالم و مضرّ،این چیزهایی كه در اسلام این قدر تأكید شده و در بعضی از كشورها و جاهایی كه از اسلام دورند، اینها رعایت نمی‌شود، اینها اگر چه یك محدودیّتی برای زن و مرد به وجود می‌آورد، امّا اینها را شارع مقدّس برای حفظ خانواده، برای ماندگار شدن این بنای مهم تحكیم و تشریع كرده است كه اگر در همین چیزها هر انسانی تدبیر كند و تأمل بكند، حكمتهای بسیار بزرگی را خواهد دید.222
اینكه شما می‌بینید در اسلام محرم و نامحرم و جدایی زن و مرد و اینها مطرح است.، اینها مسائل ارتجاعی نیست. اینها جزو دقیق‌ترین مسائل انسانی  و بشری است. یكی از مهمترینِ آن،این است كه بنیان خانواده مستحكم می‌ماند. چون زن و شوهر به هم احساس وفاداری می‌كنند، در موضِع حسادت قرار نمی‌گیرند، این خیلی مسأله‌ی مهمی است.223
این حجابی كه اسلام درست كرده است، این نگاهی كه اسلام منع كرده است، این معاشرتی كه اسلام ممنوع قرار داده است، برای این است كه شما دلهایتان و محبّتهایتان روی یك نقطه متمركز شود. هم شما خانمها و هم شما آقایان.224
اینكه شما می‌بینید در اسلام، حجاب و روگیری و عدم معاشرت زن و مرد و این چیزها هست، و یك عده آدم كوته بین و كوته نظر خیال می‌كنند اینها یك حرفهای قشری است، نه! اینها عمیق است. این، برای این است كه خانواده‌ها و دلهای زوجین، در جای خود بماند، این خانواده مستقر بماند. این برای اینهاست. محرم است، نامحرم است، نگاه نكن، معاشرت نكن، دست نده، نخند، جلوه‌گری نكن، جلوی دیگران آرایش نكن. این حرفهایی كه اسلام می‌زند، دین می‌گوید، فقه به ما می‌گوید، این برای این است كه اگر اینها را رعایت كردید، این خانواده‌ی كوچك شما، این كانون كوچكی كه حالا به وجود آمده است، مستحكم خواهد ماند و از آن بلایا فارغ خواهد شد. زن و مرد احساس می‌كنند كه سروكارشان با یكدیگر است، با این خانواده است. زن احساس نمی‌كند كه خانه برای او یك وسیله‌ی دست و پا گیر است. یا مرد احساس نمی‌كند كه خانه و زن برای او یك وسیله‌ی مزاحم است.225
اینكه اسلام آن قدر گفته است كه چشمتان را ببندید، به نامحرم نگاه نكنید. به زن یك جور گفته و به مرد یك جور دیگر گفته، برای این است كه وقتی چشم به یك طرفی رفت، آن وقت بخشی از سهم آن كسی كه همسر شماست، آن طرف خواهد رفت. حالا چه شما مرد باشید و چه زن باشید فرقی نمی‌كند. یك قسمتی می‌رود آن جا. وقتی این جا كم گذاشتی، محبّت ضعیف خواهد شد. محبّت كه ضعیف شد، بنای خانوادگی متزلزل می‌شود. آن وقت آنچه كه برای تو لازم است از دستت می‌رود و آنی كه برایت مضرّ است به خیال خودت به دست آورده‌ای.226

امام خامنه ای ( روحی له فداه)


222. خطبه‌ی عقد مورخه‌ی 11/12/1377
223. خطبه‌ی عقد مورخه‌ی 15/10/1379
224. خطبه‌ی عقد مورخه‌ی 30/3/1379      
225. خطبه‌ی عقد مورخه‌ی 15/12/1379
226. خطبه‌ی عقد مورخه‌ی 17/2/1375
 


+ به قول بنده خدایی بعضی از این خانم ها که ادعای دین داری میکنند ولی به قولی شیخ مسجد ندیده هستند  میگویند اسلام گفته فقط گردی صورت پوشیده شود ، البته درست هم هست ولی ادامه اش را نمی آیند بگویند که گفته چه کار کنید... این برای اون قسمتی بود که حضرت آقا فرمودند روگیری.....



طبقه بندی: زندگی امام زمانی (عج)،  حجاب، 
برچسب ها: سبک زندگی ایرانی اسلامی، سبک زندگی، حجاب، حریم ها از بیان رهبر انقلاب، عفاف،  
+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1391ساعت 10:33  توسط جعفر حسین پور  |