X
تبلیغات
آبی آسمان
سیاسی فرهنگی اجتماعی

 

در نبرد نرم باید نامنظم عمل کرد یا منظم؟
دشمن در جنگ نرم منظم عمل می‌کند یعنی چی؟
گاهی از اوقات، معطل گفتگوی عالمانه نباید بشوی، باید با فطرت مردم ارتباط برقرار کنی،برو یک ضربه بزن برگرد.
در جنگ دو جور می‌شود عمل کرد؛ جنگ منظم و کلاسیک، جنگ چریکی و نامنظم ـ پارتیزانی به تعبیری.
جنگ منظم و کلاسیک خصوصیتش این است؛ صفِ نظامی‌ها تشکیل می‌شود، بعد آتش تهیّه می‌ریزند بعد حمله را شروع می‌کنند، دشتبانی می‌آیند جلو.
امّا جنگ نامنظم چه‌جوری است؟ اصلاً تو صف تشکیل نمی‌دهی. خیلی جاها را دشمن ممکن است بیاید پیشروی کند، می‌گویی مهم نیست؛ نمی‌گویی صفر تا صدِ دشمن را باید نابود کنم، می‌روی یک ضربۀ کاری می‌زنی برمی‌گردی.
حالا می‌خواهم یک الگوبرداری کنم برای نبردِ نرم. در جنگِ نرم اگر دشمن بخواهد منظم عمل بکند چیکار می‌کند؟ سرفصل‌هایِ دانشگاهی را می‌چیند، تکنسین‌ها، دانشمندها، همه بر اساسِ افکارِ او مجبور هستند حرکت بکنند، به‌خاطر اینکه سرفصل‌های دانشگاهی را چیده. اثر خودش را هم روی محصولات می‌گذارد، فرهنگ‌سازی می‌کند، یک‌دانه فیلم سینماییِ خارج از عملیات نرمِ او نمی‌بینید، یک ارتشِ منظم برایِ جنگِ نرم….

دوستان من! ما در مقابل این ارتشِ منظم برای جنگِ نرم باید نامنظم عمل کنیم و چریکی.
ما باید نامنظم عمل کنیم، برویم یک ضربه بزنیم برگردیم، اشتباه است ما فکر بکنیم در جنگ نرم همیشه باید منظم عمل بکنیم.
جنگِ نرمِ کلاسیک، یعنی اینکه هر کسی ضدّ ولایت فقیه است باید اول متقاعدش کنم؛ ابتدا از داخل شروع می‌کنیم، بعد می‌رویم خارج از کشور، اینقدر در مورد ولایت فقیه بحث علمی می‌کنیم تا برود در سرفصل‌های دانشگاهی‌شان، بعد یک عده‌ای درس بخوانند، بعد آنها بیایند حقوقدان بشوند، بعد اینها بیایند قانون اساسی‌های کشورها را تغییر بدهند…

آقای من! یک کمی واقع‌بین باش! این‌جوری می‌جنگند؟
علم‌زدگی در جنگ نرم موقوف! گاهی از اوقات، معطلِ گفتگوی عالمانه نباید بشوی، باید با فطرتِ مردم ارتباط برقرار کرد.
تو توصیف کنی خودت را فقط، تو فقط بتوانی خودت را درست توصیف کنی… نه نیازی هست استدلال بیاوری نه نیازی هست کسی را توصیه کنی، تو فقط حقایق را درست توصیف کن… تو فقط برو به اهل عالم بگو: ببینید ما این اعتقاد را داریم. ما می‌گوییم ولایت فقیه این کارکرد را دارد، حضرت امام فرمود ولایتِ فقیه جلوی دیکتاتوری را می‌گیرد، و الّا دموکراسی هم بدون ولایت فقیه می‌شود دیکتاتوری!
شما مسیحی هستی؟ باش؛ یهودی هستی؟ باش؛ اصلاً دین نداری؟ نداشته باش؛ در جامعۀ دیکتاتوری زندگی می‌کنی؟ زندگی کن؛ در جامعۀ دموکراتیک و آزاد زندگی می‌کنی؟ زندگی کن؛ ما اینیم! فهمیدی؟
همین را بگو برگرد، هیچ کارِ دیگر نمی‌خواهد بکنی، نابود می‌شود، دشمن نابود می‌شود!
جهان مسیحیت زبان مشترکش حضرت مریم است، از حضرت زهرا حرف بزن، حتی نیازی نیست روضۀ حضرت زهرا بخوانی. بگو پیغمبر ما یک دختری دارد فاطمه، هِی به فاطمه‌اش می‌فرمود «فداها ابوها». مردم جهان پیغمبری که دختری به‌نام فاطمه دارد دیگر نمی‌توانند بهش توهین کنند.
دوستان من! مجهز بشوید به اسلحه‌هایی در جنگ نرم، وبلاگ‌ها به زبان عربی، انگلیسی…
جهان خوراک شماست… اینقدر دل‌هایشان آماده است… نه توصیه کن برود آدم خوبی بشود، نه استدلال بیاور، الان جهان این‌جوری شده، فقط توصیف کن!
بابا! دل … فطرت … فطرت… ، فطرت مهم است! آدم‌ها آدم هستند بابا! همه که مریض نیستند که…
و تو چه می‌دانی که با علی اصغر اباعبدالله الحسین(ع) چند میلیون نفر انسان را می‌شود در جهان آزاد کرد؟!…
و تو چه می‌دانی عاشورا چیست، کربلا کجاست، و امام حسین کیست، بگذار حسین(ع) دلها را بِبَرَد …

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1391ساعت 17:12  توسط جعفر حسین پور  | 

 

منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی --- مفروش خویش ارزان که تو بس گران بهایی

به عصا شکاف دریا که تو موسی زمانی --- بدران قبای مه را که ز نور مصطفایی

بشکن سبوی خوبان که تو یوسف جمالی --- چو مسیح دم روان کن که تو نیز از آن هوایی

به صف اندرآی تنها که سفندیار وقتی --- در خیبر است برکن که علی مرتضایی

بستان ز دیو خاتم که تویی به جان سلیمان --- بشکن سپاه اختر که تو آفتاب رایی

چو خلیل رو در آتش که تو خالصی و دلخوش --- چو خضر خور آب حیوان که تو جوهر بقایی

بسکل ز بی‌اصولان مشنو فریب غولان --- که تو از شریف اصلی که تو از بلند جایی

تو به روح بی‌زوالی ز درونه باجمالی --- تو از آن ذوالجلالی تو ز پرتو خدایی

تو هنوز ناپدیدی ز جمال خود چه دیدی --- سحری چو آفتابی ز درون خود برآیی

تو چنین نهان دریغی که مهی به زیر میغی --- بدران تو میغ تن را که مهی و خوش لقایی

چو تو لعل کان ندارد چو تو جان جهان ندارد --- که جهان کاهش است این و تو جان جان فزایی

تو چو تیغ ذوالفقاری تن تو غلاف چوبین --- اگر این غلاف بشکست تو شکسته دل چرایی

تو چو باز پای بسته تن تو چو کنده بر پا --- تو به چنگ خویش باید که گره ز پا گشایی

چه خوش است زر خالص چو به آتش اندرآید --- چو کند درون آتش هنر و گهرنمایی

مگریز ای برادر تو ز شعله‌های آذر --- ز برای امتحان را چه شود اگر درآیی

به خدا تو را نسوزد رخ تو چو زر فروزد --- که خلیل زاده‌ای تو ز قدیم آشنایی

تو ز خاک سر برآور که درخت سربلندی --- تو بپر به قاف قربت که شریفتر همایی

ز غلاف خود برون آ که تو تیغ آبداری --- ز کمین کان برون آ که تو نقد بس روایی

شکری شکرفشان کن که تو قند نوشقندی --- بنواز نای دولت که عظیم خوش نوایی

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1391ساعت 17:1  توسط جعفر حسین پور  | 

 

منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی --- مفروش خویش ارزان که تو بس گران بهایی

به عصا شکاف دریا که تو موسی زمانی --- بدران قبای مه را که ز نور مصطفایی

بشکن سبوی خوبان که تو یوسف جمالی --- چو مسیح دم روان کن که تو نیز از آن هوایی

به صف اندرآی تنها که سفندیار وقتی --- در خیبر است برکن که علی مرتضایی

بستان ز دیو خاتم که تویی به جان سلیمان --- بشکن سپاه اختر که تو آفتاب رایی

چو خلیل رو در آتش که تو خالصی و دلخوش --- چو خضر خور آب حیوان که تو جوهر بقایی

بسکل ز بی‌اصولان مشنو فریب غولان --- که تو از شریف اصلی که تو از بلند جایی

تو به روح بی‌زوالی ز درونه باجمالی --- تو از آن ذوالجلالی تو ز پرتو خدایی

تو هنوز ناپدیدی ز جمال خود چه دیدی --- سحری چو آفتابی ز درون خود برآیی

تو چنین نهان دریغی که مهی به زیر میغی --- بدران تو میغ تن را که مهی و خوش لقایی

چو تو لعل کان ندارد چو تو جان جهان ندارد --- که جهان کاهش است این و تو جان جان فزایی

تو چو تیغ ذوالفقاری تن تو غلاف چوبین --- اگر این غلاف بشکست تو شکسته دل چرایی

تو چو باز پای بسته تن تو چو کنده بر پا --- تو به چنگ خویش باید که گره ز پا گشایی

چه خوش است زر خالص چو به آتش اندرآید --- چو کند درون آتش هنر و گهرنمایی

مگریز ای برادر تو ز شعله‌های آذر --- ز برای امتحان را چه شود اگر درآیی

به خدا تو را نسوزد رخ تو چو زر فروزد --- که خلیل زاده‌ای تو ز قدیم آشنایی

تو ز خاک سر برآور که درخت سربلندی --- تو بپر به قاف قربت که شریفتر همایی

ز غلاف خود برون آ که تو تیغ آبداری --- ز کمین کان برون آ که تو نقد بس روایی

شکری شکرفشان کن که تو قند نوشقندی --- بنواز نای دولت که عظیم خوش نوایی

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1391ساعت 17:1  توسط جعفر حسین پور  | 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1391ساعت 17:0  توسط جعفر حسین پور  | 

 

   


بسم الله الرحمن الرحیم

در جنگ، یکی از اهداف نابودی توان اقتصادی، صنعتی و نظامی دشمن است و این کار معمولا با حملات هوایی و موشکی انجام می پذیرد. ایران تا سال 89 برای مقابله با این تهدیدات به ویژه تهدید موشک های کروز و هوا به زمین، توان مناسبی نداشت. تنها سامانه ی روسی تور ام-1 آن هم به تعداد محدود وظیفه ی دفاع از سایت های اتمی و مراکز حساس نظامی را بر عهده داشتند. در سال 89 سامانه ای به نام مصباح 1 برای مقابله با تهدید موشک ها رونمایی شد که بحث های زیادی را بر انگیخت. در این جا پیرامون کارآمد بودن آن صحبت می کنیم.

مصباح 1، یک توپ ضد هوایی کششی است که به وسیله ی یک سیستم هدایت، هدف را شناسایی، رهگیری و منهدم می کند. اجزای این سامانه به شرح است:

تصویر
1:شاسی و پایه ها
شاسی این سامانه مشابه سامانه ی سماوات (اورلیکن) است که قادر به چرخش 360 درجه در اطراف و چرخش بین زوایای منفی 5 درجه تا 92 درجه به سمت بالا و پایین است. پس از جمع شدن می توان آن را توسط کامیون روی 4 چرخ کشید.

2:توپ ها و خشاب های آنها
مصباح-1 از 4 توپ دو تایی Zu-23-2 استفاده می کند. هر کدام از توپ ها توانایی شلیک 1000 گلوله در دقیقه را دارند و با اندکی محاسبه عدد 8000 گلوله در دقیقه برای تمام سامانه محاسبه می شود. اما نرخ آتش مصباح 1 نصف این عدد یعنی 4000 گلوله در دقیقه اعلام شده است که می تواند صرفا برای ذخیره ی مهمات باشد. جمعا 8 خشاب در وسط و کناره ها قرار می گیرند. ظرفیت هر خشاب 200 گلوله است. این یعنی گلوله ها ظرف 24 ثانیه شلیک مداوم به اتمام خواهند رسید. برد و ارتفاع توپ ها به ترتیب 2.5 و 2 کیلومتر است. سرعت دهانه ی گلوله ها 970-980 متر بر ثانیه است.

3:سیستم کنترل آتش
یکی از نکات مصباح 1 که اطلاعات کمی در مورد آن داریم سیستم کنترل آتش آن است. این سیستم از یک رادار و یک سامانه ی الکترواپتیکی و حرارتی تشکیل شده است که هر یک روی یک کانتینر نصب شده اند. مرکز کنترل و هدایت درون خود کانتینرهاست. مشخصات سیستم الکترواپتیکی ساخت صاایران، که بعضی منابع از آن به عنوان صافات نام برده اند، در دسترس نیست. اما با توجه به سامانه های مشابه ایرانی می توان بردی بین 15 تا 25 کیلومتر برای آن در نظر گرفت.
تصویر
رادار سامانه ی مصباح از نوع آرایه ی صفحه ای است و به احتمال زیاد تنها وظیفه ی جست و جو و کمک در هدف گیری را بر عهده دارد. تقریبا هیچ اطلاعاتی در مورد این رادار در دسترس نیست. تنها راداری که به آن شباهت دارد رادار ارتفاع پست سامانه ی HQ-9 چینی است که البته بسیار بزرگتر از رادار مصباح است. در هر حال به علت شباهت ساختاری دو رادار بعید نیست که ایران برای ساخت آن از چینی ها کمک گرفته باشد.
احتمالا هدفگیری اصلی بر عهده ی سیستم الکترواپتیکی است و رادار تنها نقش جست و جو و تا حدی کمک در هدف گیری را بر عهده دارد. مطمئنا سیستم کنترل آتش توانایی هدایت چندین توپ را به طور همزمان دارد.
تصویر

جوانب مثبت
ارزان قیمت بودن: توپ ها و شاسی از قبل در ایران تولید می شدند و قیمت چندانی ندارند بنابراین میتوانند به تعداد زیاد استفاده شوند.
نرخ آتش بالا: 4000 گلوله در دقیقه نرخ آتش کمی محسوب نمی شود. این مقدار برابر سیستم فالانکس آمریکایی است.
اتوماتیک بودن: این ویژگی نیاز به اپراتور برای هدفگیری را برطرف می کند و تنها یک نفر می تواند دستور شلیک را صادر کند.
استفاده از چندین سیستم برای کشف و رهگیری هدف: در این صورت بقاپذیری سامانه به شدت افزایش می یابد.
نیمه متحرک بودن: می شود به راحتی با کامیون قسمت های مختلف مصباح را به نقاط دیگر منتقل کرد که این یک قابلیت بسیار ارزشمند محسوب می شود.

جوانب منفی
برد و ارتفاع کم توپ: برد 2.5 کیلومتر و ارتفاع 2 کیلومتر برای مقابله با همه ی تهدیدات کافی نیست و زمان واکنش را نیز کم میکند
پراکندگی گلوله ها: توپ ها با فاصله از هم قرار گرفته اند بنابراین نابودی اهداف کوچک سخت تر می شود. این اهداف کوچک شامل موشک های کروز نیز می شود.
تصویر
سخت بودن تعویض خشاب ها: تعویض 8 خشاب که بعضی ها در نقاط با دسترسی کم قرار دارند کار آسانی نیست. هر شاسی پس از اتمام خشاب ها تا چند دقیقه غیر قابل استفاده می شود.
سرعت دهانه ی کم گلوله ها: 970 متر بر ثانیه سرعت زیادی نیست و میتواند باعث کم شدن دقت نیز بشود.

راهکارهایی برای ارتقای این سیستم
همه ی تجهیزات نظامی قابلیت ارتقا دارند و مصباح 1 هم از این قاعده مستثنی نیست. شاید دلیل این که نام آن مصباح "1" است نیز همین باشد.

توپ های این سامانه یکی از نقاط ضعف آن محسوب می شوند. برد آنها بسیار کم است. عمده ترین دلیل آن نیز کم بودن طول لوله نسبت به قطر آن است. همچنین سیستم تغذیه ی آنها از نوع خشابی است که تعویض آن بسیار وقت گیر می باشد. می توان با ساخت یک توپ جدید که سیستم تغذیه اش نواری و طول لوله اش بیشتر است این مشکلات را تا حدی برطرف کرد. همچنین می توان از شعله پوش های مدرن تر نیز در آن استفاده کرد. در بهترین حالت کالیبر توپ ها نیز افزایش می یابد که قدرت تخریب، برد و سرعت گلوله ها را زیاد می کند.

محل قرارگیری توپ ها مشکل پراکندگی گلوله ها را به وجود آورده. عمده ترین دلیل آن نیز ایجاد فضا برای خشاب ها است. در صورتی که روش تغذیه نیز عوض شود می توان توپ ها را به هم نزدیک تر کرد تا این مشکل نیز برطرف شود. شاسی و پایه ی این توپ در حال حاضر بزرگ و جاگیر است. در صورت تعویض توپ بهتر است این قسمت نیز تغییر کند.

اگر به جای توپ، از یک گاتلینگ استفاده شود می توان از این سامانه در ناوها نیز استفاده کرد. یکی از مشکلات ناو های ایرانی نبود سیستم های دفاع نزدیک است که با ساخت چنین سامانه ای توان آنها به شدت افزایش می یابد.

در صورتی که این سامانه به همراه موشک های زمین به هوای میثاق یا شهاب ثاقب بر روی یک خودروی زرهی شنی دار نصب شود می توان از آن برای پشتیبانی نزدیک نیروهای زرهی و پیاده استفاده کرد که توان قابل ملاحظه ای به نیروی زمینی خواهد داد.

به هر حال مصباح 1 در شکل کنونی هم می تواند برای دفاع از مراکز مهم نظامی و هسته ای استفاده شود و به همین شکل فعلی نیز توان دفاعی ایران را افزایش خواهد داد
.


+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1391ساعت 10:29  توسط جعفر حسین پور  | 


 ما ولایتمداری و گمنامی خود را از مادرمان ، حضرت زهرا (س) فرا گرفته ایم.

بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه ی پاک اسلامی است که تربیت یافتگان

آن ، نام و نشان در گمنامی و بی نشانی گرفته اند.(حضرت امام روح الله)

از شقایق های وحشی باز پرس ، که محرم اسرار ما هستند.آنها با تو خواهند گفت 

که شرط شیدایی حق ، آزادگی است...
+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1391ساعت 10:37  توسط جعفر حسین پور  | 

 
آن آقایی كه با زنان نامحرم سروكار دارد، دو جا برای او امكان اشباع غرایزش در سطوح مختلف وجود دارد، این دیگر به زن خودش آن جور پای بند نیست. مثل مردی كه هیچ زنی نگاه نمی‌كندنیست... اینكه می‌گویند زن باید خودش را در محیطهای اجتماعی با نامحرم مخلوط نكند، برای این است كه این زن، دلبستگی‌اش به مرد خودش باشد و الّا اگر زن كارش به جایی رسید كه مرد خودش برایش عادی شد، مثل وضعیتی كه الآن در جوامع غربی می‌بینید كه اصلاً این مرد برای زن اهمیّتی ندارد، می‌گوید حالا شد، شد، نشد هم نشد. می‌گوید طلاق می‌گیریم، تمام می‌كنیم تو برو دنبال كارت، من هم می‌روم دنبال كارم. این بد است. بعضی از خانمها امروز تلاش می‌كنند كه وضع زنان را این جوری كنند. این به ضرر زنهاست به نفع زنها نیست؛ چون این، بنیان خانواده را متلاشی می‌كند.221

امام خامنه ای (مد ظلله العالی)

221. خطبه‌ی عقد مورخه‌ی 19/1/1377




طبقه بندی: زندگی امام زمانی (عج)، 
+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1391ساعت 10:35  توسط جعفر حسین پور  | 

 
مسأله محرم و نامحرم و حجاب و نگاه كردن و نگاه نكردن و معاشرتهای ناسالم و مضرّ،این چیزهایی كه در اسلام این قدر تأكید شده و در بعضی از كشورها و جاهایی كه از اسلام دورند، اینها رعایت نمی‌شود، اینها اگر چه یك محدودیّتی برای زن و مرد به وجود می‌آورد، امّا اینها را شارع مقدّس برای حفظ خانواده، برای ماندگار شدن این بنای مهم تحكیم و تشریع كرده است كه اگر در همین چیزها هر انسانی تدبیر كند و تأمل بكند، حكمتهای بسیار بزرگی را خواهد دید.222
اینكه شما می‌بینید در اسلام محرم و نامحرم و جدایی زن و مرد و اینها مطرح است.، اینها مسائل ارتجاعی نیست. اینها جزو دقیق‌ترین مسائل انسانی  و بشری است. یكی از مهمترینِ آن،این است كه بنیان خانواده مستحكم می‌ماند. چون زن و شوهر به هم احساس وفاداری می‌كنند، در موضِع حسادت قرار نمی‌گیرند، این خیلی مسأله‌ی مهمی است.223
این حجابی كه اسلام درست كرده است، این نگاهی كه اسلام منع كرده است، این معاشرتی كه اسلام ممنوع قرار داده است، برای این است كه شما دلهایتان و محبّتهایتان روی یك نقطه متمركز شود. هم شما خانمها و هم شما آقایان.224
اینكه شما می‌بینید در اسلام، حجاب و روگیری و عدم معاشرت زن و مرد و این چیزها هست، و یك عده آدم كوته بین و كوته نظر خیال می‌كنند اینها یك حرفهای قشری است، نه! اینها عمیق است. این، برای این است كه خانواده‌ها و دلهای زوجین، در جای خود بماند، این خانواده مستقر بماند. این برای اینهاست. محرم است، نامحرم است، نگاه نكن، معاشرت نكن، دست نده، نخند، جلوه‌گری نكن، جلوی دیگران آرایش نكن. این حرفهایی كه اسلام می‌زند، دین می‌گوید، فقه به ما می‌گوید، این برای این است كه اگر اینها را رعایت كردید، این خانواده‌ی كوچك شما، این كانون كوچكی كه حالا به وجود آمده است، مستحكم خواهد ماند و از آن بلایا فارغ خواهد شد. زن و مرد احساس می‌كنند كه سروكارشان با یكدیگر است، با این خانواده است. زن احساس نمی‌كند كه خانه برای او یك وسیله‌ی دست و پا گیر است. یا مرد احساس نمی‌كند كه خانه و زن برای او یك وسیله‌ی مزاحم است.225
اینكه اسلام آن قدر گفته است كه چشمتان را ببندید، به نامحرم نگاه نكنید. به زن یك جور گفته و به مرد یك جور دیگر گفته، برای این است كه وقتی چشم به یك طرفی رفت، آن وقت بخشی از سهم آن كسی كه همسر شماست، آن طرف خواهد رفت. حالا چه شما مرد باشید و چه زن باشید فرقی نمی‌كند. یك قسمتی می‌رود آن جا. وقتی این جا كم گذاشتی، محبّت ضعیف خواهد شد. محبّت كه ضعیف شد، بنای خانوادگی متزلزل می‌شود. آن وقت آنچه كه برای تو لازم است از دستت می‌رود و آنی كه برایت مضرّ است به خیال خودت به دست آورده‌ای.226

امام خامنه ای ( روحی له فداه)


222. خطبه‌ی عقد مورخه‌ی 11/12/1377
223. خطبه‌ی عقد مورخه‌ی 15/10/1379
224. خطبه‌ی عقد مورخه‌ی 30/3/1379      
225. خطبه‌ی عقد مورخه‌ی 15/12/1379
226. خطبه‌ی عقد مورخه‌ی 17/2/1375
 


+ به قول بنده خدایی بعضی از این خانم ها که ادعای دین داری میکنند ولی به قولی شیخ مسجد ندیده هستند  میگویند اسلام گفته فقط گردی صورت پوشیده شود ، البته درست هم هست ولی ادامه اش را نمی آیند بگویند که گفته چه کار کنید... این برای اون قسمتی بود که حضرت آقا فرمودند روگیری.....



طبقه بندی: زندگی امام زمانی (عج)،  حجاب، 
برچسب ها: سبک زندگی ایرانی اسلامی، سبک زندگی، حجاب، حریم ها از بیان رهبر انقلاب، عفاف،  
+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1391ساعت 10:33  توسط جعفر حسین پور  | 

 
نقد و تحلیل محتوایی یا فرمی فیلم‌ها و سریال‌ها تلویزیون و سینما به حمد الله به اندازه كافی مسئول و كارشناس دارد و همه هم در انجام رسالت نقادی خود پا به ركاب و قلم به دست هستند. كاری واجب كه البته این روزها جای خالی یك نوع نقد دیگر هم كنار اینها دیده می‌شود: نقد اُملانه!

به گزارش رجانیوز، بالاخره این روزها آنقدر سرگرم دقت در میزانسن، حركت دوربین، شخصیت‌پردازی و از این دست مسائل تكنیكی شدیم كه حواسمان به خیلی چیزها نیست. یا اینكه از فرط توجه به خیلی چیزها، كم‌كم افتادیم به دام كشف نمادهای فراماسونی و تحلیل اینكه چرا بازیگر مرد با دست راست لیوان را برداشت و بعد با دست چپ گذاشت روی میز و این یعنی پایان عهد لیبرالیسم و روی آوری دوباره ملت‌ها به ناسیونالیسم و... از این خزعبلات!



اما این وسط بعضی جزئیات بدیهی دین و اخلاق فراموش شده است. دیگر حواسمان نیست كه در فلان سریال، برادر شوهر بدون در زدن و یاالله گفتن سرش را می‌اندازد پایین و می‌آید در خانه برادرش كه از قضا زن داداشش آنجا تنهاست. از این دست موارد در فیلم‌ها و سریال‌های این روزها كم نیست اما به لطف مسئولین سینما و تلویزیونی و البته پا دادن منتقدین حتی حزب‌اللهی، حرف زدن از این موارد ته امل‌بازی است!

یكی از این گیرهای املانه را این روزها می‌توان به سریال «راستش رو بگو» داد؛ سریالی كه اتفاقا قرار است به موضوعی بپردازد كه جایش خالی بوده‌ است و اگر زیاد هم حرف بزنیم هیچ بعید نیست روابط عمومی سیما اطلاعیه بدهد و پیام‌های مثبت این سریال را در چهار محور و هفده بند و 32 راستا تبیین كند.



اما اگر حتی چنین اطلاعیه‌ای هم بیرون بیاید بعید است در آن اشاره‌ای شده باشد به تصویری كه این سریال از حجاب برتر و زن محجبه ارائه می‌دهد. به خانم‌های چادری این سریال البته به چشم خواهر برادری نگاهی بیاندازید! چادرشان بیشتر نقش شنل زورو را بازی می‌كند و با یك كش به سرشان بند است و عملا هیچ جای بدن آنها را نمی‌پوشاند و تازه زیر چادر هم می‌توان كفش بدون جوراب و شلوار برمودا پوشید و چادر را داد كنار تا همچین مشتی به چشم بیاید!. روابط همین خانم‌های محجبه با پسران و مردان نامحرم همراه با صمیمیت و بگو بخند و پشت چشم نازك كردن است(كسانی كه سریال را دنبال كرده‌اند صحنه نماز عید فطر در مصلی را بیاد بیاورند). آرایششان هم كه ماشاءالله دارد از جعبه جادو شُرّه می‌كند بیرون.

چادر بعلاوه هفت قلم آرایش، و حجابِ بدون حیا چیزی است كه این سریال مانند بسیاری از برنامه‌های صدا و سیما دارد ترویج می‌كند. حجاب قرار بوده است جلوی بروز و جلوه زیبایی‌های زن را پیش نامحرم بگیرد، چادر قرار بوده است ظرافت‌های بدن بانوان را بپوشاند و همه اینها قرار بوده است حیا را در بانوی مسلمان ملكه كند. بالاخره تنزل چادر از یك حجاب برتر به نوعی تیپ و لباس، كاری است كه ظاهرا در اولویت برنامه‌سازی دوستان است.



اینها را برای چه می‌گوییم؟ برای اینكه آقای ضرغامی بخواند و متنبه شود و بخشنامه كند كه آقا باتوجه به تحریم‌ها كمتر از این لوازم آرایشی خارجی در پشت صحنه سریال‌ها استفاده كنید؟ طبیعتا خیر؛ كسی كه در زیرمجموعه‌اش بیت المال مسلمین را خرج ساخت فیلم كثیفی كرده‌اند كه در یكی از صحنه‌هایش عكسی از امام خمینی(ره) نصب شده است كه دارد از سر مباركشان آتش بلند می‌شود(باور كنید این بخشی از فیلم «یك خانواده محترم» است) كجا وقت دارد به این امل‌بازی‌ها فكر كند و حواسش به چادر و آرایش بازیگرها باشد!



برای این می‌نویسیم كه آقا دارابی كه معاون سیما هستند و طبیعتا وقتشان بازتر است بخوانند و دستوری بدهند؟ این هم طبیعتا خیر؛ ایشان بیشتر هم و غمّشان به این است كه خدای نكرده تا وقتی سفره صدا و سیما پهن است كسی از بچه‌های شهرری بی‌كار نماند و جلوی زن و بچه شرمنده نشود؛ مخصوصا اگر طرف سابقه مدیریت موفق یك كبابی را هم در كارنامه داشته باشد!

برای این می‌نویسیم كه فیلم‌سازها بخوانند و دست از این بی‌حیا نشان دادن زنها بردارند؟ طبیعتا این هم خیر. كسانی كه غالبا در خانواده خود خبری از چادر و حجاب و مقنعه سف و سخت نیست همینكه چادر را تن كسی مثل زن نزول‌خور سریال ثریا نمی‌كنند باید دورشان چرخید!

این‌ها را برای خودمان می‌نویسیم. برای خودمان كه مثل قورباغه افتاده‌ایم وسط دیگ صدا و سیما و سینما و داریم آرام آرام قل‌قل می‌كنیم و حواسمان هم نیست. حواسمان نیست كه حساسیت‌هایمان دارد كم می‌شود. البته تقصیر هم نداریم ها! وقتی افتضاحی مثل «یك خانواده محترم» با مشاركت سیما فیلم ساخته می‌شود دیگر چه وقت و انرژی و حالی می‌ماند كه گیر بدهیم به چادر افشان و آرایش غلیظ و رفتار بی در و پیكر شخصیت زن «راستش را بگو» با مردان نامحرم؟!



اصلا همه بدبختی از همینجا شروع شد، از وقتی كه واژه «اجنبی» رساله‌های عملیه را تبدیل كردیم به نامحرم، به غریبه. اصلا واژه «اجنبی» یكجوری می‌زد در دهان بی‌حیایی زن‌ها و بی‌غیرتی مردها كه دو دور می‌چرخیدند اما نامحرم و غریبه خیلی باكلاس است، خیلی...

جمع كنیم این بساط را و امل بودنمان را به رخ نكشیم. اما بخاطر خدا حواسمان را جمع كنیم. یادمان نرود در همین كشور امام خمینی(ره) سر آن قضیه مصاحبه و سریال اوشین چه برخوردی كرد؛ یادمان نرود كه همین امام درباره آن سریالی كه در تیتراژش نام گریمور زن نیامده بود چه حساسیتی نشان داد. حواسمان به همین چیزهای ریز و جزئی نبوده است كه حالا جرئت می‌كنند در سیما فیلم تلویزیون، فیلمی بسازند و عكس امام را كه دارد از سرش آتش بلند می‌شود نشان دهند!




++ عکس های خانم ها چون در شان وبلاگم نبود نذاشتم... میتوانید به خبرگزاری رجا مراجعه کنید و عکس های مربوطه را ببینید..



طبقه بندی: متن آزاد، 
+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1391ساعت 10:32  توسط جعفر حسین پور  | 

 
این عکس ها گوشه ای کوچک از عمق فاجعه هایی که در مترو رخ میدهد را نشان میدهد... اگر تعریف کنم چه اتفاقاتی در این مترو می افتد تعجب میکنید که خداوند چرا عذابی که بر سر قوم های پیامبران گذشته نازل کرده ، تا حالا برای تهران نازل نکرده!!
بعضی وقت ها متاسفانه دیدیم خانم های چادری هم میان لا به لای این جمعیت... این همه نامحرم... و هیچ ابایی از برخوردشون با نامحرم ندارن... بعضی ها هم میان مترو فقط به خاطر همین کثافت کاری ها... 
یکی از دوستانم چند روز پیش پیامکی فرستاد این بود : پیامبراکرم (ص) : 
اگر خوکی آلوده به کثافت و لجن به انسان برخورد کند بهتر است از آنکه شانه ی زن بیگانه ای با مرد نامحرم برخورد کند...
حضرت علی (ع) میفرمایند ای اهل بغداد... شما حیا نمیکنید غیرت ندارید که در کوچه هایتان زنان نامحرم به مردان برخورد میکنند؟؟
آقا جان... اینجا کار از برخورد گذشته... کاش برخورد بود... بعضی ها مترو را با .............. اشتباه گرفته اند.... 

اینجا تهران است.... ام القرای جهان اسلام!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 


بعدا نوشت :

++ به یکی از همین خانم ها بگی خانم این کار شما به دور از حیا و وفاداری به همسرتون هست ، خدا روز بد نیاره براتون... هرچی فحش هست باید بایستید و بشنوید... البته درگیری هم احتمال زیاد هست... همه ما شا الله ادعای حیا و نجابت و وفاداری شان میشود...  اکثرهم لا یعقلون..... (توی اون فشار جمعیت که از عذاب قبر چیزی کم ندارد اتفاقاتی هم می افتد .... خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل) 




+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1391ساعت 10:30  توسط جعفر حسین پور  |